راه رفتن

  • شروع کننده موضوع Mahdi
  • تاریخ شروع

Mahdi

New Member
3/29/19
1
0
1
#1
سلام.
من موقع راه رفتن خیلی اذیت میشم خصوصا موقعی که توی راهی شخصی از جلوم رد بشه....دوس ندارم کسی بهم نگاه کنه اما برعکسه .... خیلی وقتا نگاهمو میدزدم و سرمو پایین میندازم ....البته شدتش به خیلی چیزا بستگی داره اینکه کوچه یا خیابون چطور باشه چند نفر از جلوم رد شن و اینکه تو چه سن و جنسیتی باشن....در اصل اینطوریه ک نمیدونم کجا رو نگاه کنم...این از موقعی شروع میشه که یکی رو از ۲۰ متری خودم ببینم و تا موقعی که رد میشه همه جا نگاه میندازم تا خودمو خلاص کنم اما بیشتر مضطربم میکنه اضطرابم به خاطر اینه که مبادا از چشمام متوجه استرسم بشن...........مثلا موقعی که چندتا پسرهمسن از جلوم رد میشن قشنگ میفهمن یه چیزیم هست/: الان اگه به چشماشون نگاه کنم خب بده اگه سرمو پایین بندازم میگن ترسیده اگه در و دیوارو نگاه کنم اونام نگاه میکنن ببینن چه خبره اگه به هرکدوم از اینا به طور مداوم نگاه نکنم چیزی دم چشمم نیست اونوقت زود به زود جهت نگاهمو عوض میکنم که این از همه بدتر .... یا مثلا یه پیرزن از جلوم رد شه این عالیه D: کلا خیلی راحتم ...................یا مثلا یه دختر از جلوم رد شه اگه نگاهمو بدزدم بهش نگاه نکنم میگه یا خجالتیه یا اینکه کارم ناخوشایند میشه اگم نگاه کنم بقیه که تو خیابونن فکر بد میکنن.....................................................اما اما درکل من خودم در درونم یه چیزی رو احساس میکنم و تاحالا خیلی به ندرت هم تجربه کردم و اون رو فرشته نجات خودم تو اجتماع میدونم اونم ‍‍+بیخیالیه+ یه حس عالی که این انرژیهایی که از استرسم از دست میرن ذخیره میکنه مثل آدمهای معمولی چون موقعی که برمیگردم خونه اون خاطرات مرور میشه چون من میدونم کسایی که منو دیدن چه حسی داشتند و جدیدن وقتی شدیدهاش یادم میاد جیغ میکشم و صداهای عجیب غریب؛ مثلا یه دختری رد شد و من نگاهم بد بود و خودمو و محیط رو میبینم و حسی که منتقل کردم رو با اطمینان میتونم تشخیص بدم...................آخر این هم چیزی نیست که دست خودم باشه اگه مثلا داروخونه جایی یه داروی بیخیالی داشتن میخریدم فرداشم حتما خیلیا ازم خوششون میومد(به شخصه درموارد نادری که این حس رو داشتم دیدم) کتاب و مقاله که فعلا دردی دوا نکرده...................الان یه همچین چیزی آرزوم شده...........که تنهایی تو شهر چرخ بزنم و به جای تیزی نگاهها دنیارو حس کنم ..................................................................