آدم بسیار حساس و مسئله مرگ

نازنین

New Member
11/19/17
11
21
3
#1
من ماجرا را اینگونه می بینم: هنگامی که انسان ها در آغاز سعی کردند تا مرگ را درک کنند، کسانی که امور را عمیق تر مورد بررسی قرار می دادند، آدم های بسیار حساس ها یا همان HSPها، به مرگ بیشتر می اندیشیدند. به این فکر می کردند که بعد از مرگ به کجا میروند، روح چه سرنوشتی پیدا می کند. به ارتباط باد و باران و ستارگان با روح فکر می کردند، و اینکه شاید روح است که باعث دیدن رویاهایی درباره مردگان می شود.

آدم های بسیار حساس، یعنی پردازشگران عمقی، به احتمال بیشتری به دعاها و مراسم هایی فکر می کردند که روح مردگان را در سفرهایشان یاری دهند، و از روش هایی چون مراقبه و یوگا برای آمادگی مرگ استفاده می کردند، بعدها مذاهب به این امور پرداختند. از آنجایی که بیشتر فرهنگ های مدرن، به اینگونه موارد نگرشی علمی یا ماتریالیستی دارند، آنان که استعداد معنوی زیادی ندارند، و افکار من بهترم دارند، علایق معنوی را چندان مهم نمی دانند، حتی چنین علایقی را نشانه ضعف و یا خرافه می دانند، البته در آستانه مرگ تغییر عقیده می دهند. پس اگر نهاد و گرایش معنوی و فلسفی دارید، به خود ببالید.

الین آرون / کتاب کار برای آدم های بسیار حساس