خیلی خوبه که میدونم چرا من اینگونه ام، آن هم وقتی که یک عمر از "عزیزترین کسانم" شنیده ام که: باید کمتر خجالتی باشم، اعتماد به نفس بیشتری داشته باشم. (این واقعا زجرآور است که اشخاص به طور مداوم از خصوصیات ذاتی و سرشتی شما که از بدو تولد همراهتان هست، انتقاد کنند.) بیشتر بیا بیرون، کمتر نگران باش، پوستتو کلفت کن، همه کارا هارو خودت شخصا انجام بده و البته جمله مورد علاقه من یعنی "تو دقیقا مثل پدرت هستی". بله من درست مثل پدرم هستم، چون "بسیار حساس بودن" یک ویژگی ارثی ست و پدرم یکی از محبوب ترین کسان من است. همچنین خوشحالم که می دانم چرا وقتی که خیلی گرسنه، خیلی گرم و یا خیلی سردم هست بیشتر تحریک پذیرم، موهای من در چشم من فرو میروند، جوراب ها تنگ هستند، اینکه چطور وقتی برای بار اول با فردی صحبت میکنم او را بدرستی درک میکنم، چرا من به راحتی به تلفن جواب نمی دهم و از تلفنی صحبت کردن اجتناب می کنم. عجیب و غریب به نظر میاد؟ تا قبل از آشنا شدن با این ویژگی ام بله، اما پس از خواندن کتاب "آدم بسیار حساس" نوشتم خانم دکتر آرون و با ترجمه خوب خانم مینو پرنیانی حداقل می دانم که من عجیب و غریب و تنها نیستم و این فوق العاده است.