از وقتی بچه بودم از خلاقیت خوشم می آمد. خوش شانس بودم که خانواده و معلم هایی داشتم که  مرا به نوشتن خلاق تشویق می کردند، چون همین ها بود که باعث شد نویسنده شوم. زمانی هم که فهمیدم بسیار حساس هستم، توانستم بین نویسندگی و حساسیتم ارتباط برقرار کنم. گرچه از راه نوشتن زندگی می کنم، اما همچنان تلاش می کنم تا خلاقیت مادرزادی خود را به حداکثر برسانم. وقتی به بزرگسالی رسیدم با همه افتخارات، شکست ها و مسوولیت هایش مجبور بوده ام تا پرورش خلاقیت خود را در راس همه امور قرار دهم. به نظرم این موضوعی ست که برایhspها مرسوم است. برخی از خلاق ترین آدم هاhspهستند. اما دیگران به خلاقیت آسیب می رسانند. ما در رابطه با عزت نفس مان نیز مشکلاتی داریم. پس به عنوان یکhspچگونه می توانید خلاقیت خود را در دنیایی که غیرحساس و غیردوستانه است، ارتقاء دهید؟

شش راه برای افزایش خلاقیت تان،  اگرhspهستید.

١.  قدرت “هیچ کاری نکردن” را در راستای خلاق بودن درک کنید.

مغزhspها مدام در حال کار کردن است، حتی وقتی که “مشغول استراحت” هستید.آدم های بسیار حساس از تنها بودن لذت می برند، چون اینجور وقت هاست که دنیا را تحلیل می کنیم و از محرکات بیرونی خود را خلاص می کنیم (اگرhspهستید، بدانید که هیچ اشکالی ندارد که تمام برنامه هایتان را کنسل کنید و فقط در خانه بمانید و “هیچ کاری نکنید.” می دانید که منظورم چیست!)

در فرهنگ ما مولد بودن و مشغله داشتن از نشانه های موفقیت است. اما بسیاری از مردم درک نمی کنند که همیشه در وضعیت روشن(on) بودن، خلاقیت را می کشد.

کسانی که رویاپردازی روزانه دارند، برای پردازش آن به زمان بیشتری نیاز دارند  همینطور برای محقق کردن آن.

پژوهش‌ هایی که بر روی مغز هنگام حل مساله انجام شده، نشان می دهد که :

⬅️وقتی آدم ها فقط بر روی معمایی که به ایشان داده شده متمرکز می شوند، اغلب شکست می خورند اما….

⬅️وقتی موضوعات به گونه ای ارائه می شود که برایشان مجال دور خوردن را دارند و به موضوعات دیگر فکر می کنند، امکان گفتن “آها!” را پیدا می کنند و به یکباره راه حل معما را پیدا می کنند.

رویاپردازی روزانه برای هر کار معناداری موثر است، و اغلب به آن عده ای از ما که با کلافی سردرگم مواجهیم، موثر می افتد و فرصت خلاقیت مان در چنین مواقعی افزایش می یابد. اگر تاکنون وقتی زیر دوش آب بودید یا در مغازه ای مشغول خرید بودید و یکباره راه حلی برای مشکل خود پیدا کردید، به قدرت بینش یک ذهن آرام پی برده اید.

متخصصان اغلب این وضعیت را “حالت شناور” می نامند. پژوهش ها نشان داده که مردم هنرمند در چنین شرایطی ترس یا خودانتقادی را خاموش کرده اند.

حال چرا دارم به این نکات اشاره می کنم؟ یادتان بیاورم که رویاپردازی و استراحت برای خلاق بودن امری حیاتی است و ضمنا به عنوان فردیhspمی توانید به مغزتان اجازه دهید که ذهن خود را آزاد بگذار تا به شکل طبیعی پردازش کند

٢. در زمانی که تنها هستید، خلاقیت به خرج دهید

یکی از چالش هایم به عنوان آدمhspخلاق این بوده که چگونه از وقت آزادم استفاده کنم. مجبور بوده ام یاد بگیرم که بخشی از خود مراقبتی ام این است که مجبور نیستم مدام کاری کنم، من لازم دارم زمانی را صرف ” هیچ کاری نکردن” کرده و صرفا باتری خود را شارژ کنم. اما ضمنا مجبور بوده ام وقتی را هم صرف خلاقیت کنم. هیچوقت هنگامی که مشغول انجام کارهایی دیگر هستم، و ایده خلاقی به ذهنم می‌رسد، حواسم را معطوف به آن نمی کنم. منظورم این است که زمانی را که باید به ” شارژ دوباره ” اختصاص دهم ، صرف کارهای خلاق نمی کنم.

یعنی زمانی را که باید به “شارژ دوباره” اختصاص دهم، صرف کار دیگری، حتی کارهای خلاق نمی کنم.

پس سه راه من برای ساخت دهی به زمانی که به تنهایی سپری می کنم  :

١.کاری که مرتبط با شغلم است را انجام می دهم.

٢.روی موارد خلاق کار می کنم.

٣. کارهایی می کنم که صرفا جهت خوش بودن و شارژ دوباره شدن است. مثلا کتاب خواندن، بازی ویدیویی یا رویاپردازی.

٣. تا جایی که ممکن است محرکات (عوامل حواس پرت کن را حذف کنید

چونhspها نسبت به تمامی محرکات دور و بر خود حساس هستند، کوچکترین محرکی، جلوی جریان خلاقیت را می گیرد. پژوهش ها نشان می دهد که انجام چند تکلیف همزمان فقط باعث کاهش راندمان و انجام شلخته وار کارها می شود. در این صورت جایی برای بینش عمیق و همزمان، خلاقانه وجود ندارد.

آدم های بسیار حساس فقط زمانی موثرند که فقط یک کار را انجام دهند، نه چند کار را با هم. البته نمی توان هميشه جلوی محرکات حواس پرت کن را گرفت. زندگی گاهی دچار هرج و مرج می شود. مخصوصاً زمانی که همراه با دیگران زندگی کرده، بچه داشته و یا از حیوانات مراقبت می کنید  در این صورت لازم است با دیگران صحبت کرده و حدومرز در نظر بگیرید.

⏺️زمان خلاقیت همانقدر ضروری و مهم است که کارهای دیگر (واقعآ مهم است!)

⏺️ به دیگرانی که با شما زندگی می کنند اطلاع دهید که گاهی نباید مزاحمتان شوند.

⏺️ دنبال فرصت هایی برای تنهایی و سکوت بردید. اگر در دفتر کار می کنید، صبح ها زودتر سر کار رفته یا شب ها دیرتر برگردید.

شوهرم می داند که حتی کوچکترین محرکی حواسم را پرت می کند و دیگر نمی توانم به وضعیت قبلی خود برگردم. نمی شود هروقت خواست با من صحبت کند یا سوال بپرسد. یا تلویزیون را با صدای بلند گوش کند. وقتی مشغول انجام کاری خلاق می شوم، میروم داخل اتاقی و در و پنجره هایش را هم می بندم و در سکوت می نشینم.

۴.وقتی نکته ای به ذهنتان خطور می کند، یاداشت بردارید.

زیباترین شعرها و داستان های کوتاهم، وقتی مشغول رانندگی یا پیاده روی بودم به ذهنم می رسید. اما به محض رسیدن به خانه، جلوی کامپیوتر می نشستم و آنچه به ذهنم می رسید تکمیل می کردم.

آنچه باعث می شود بتوانم در ارتباط با الهام های خود باشم، یادداشت برداری در زمان های ممکن است. در این زمینه، بهترین دوستم، تلفن هوشمند همراهم است. مثلا وقتی در حال قدم زدن هستم و چیزی به ذهنم می رسد، می ایستم و آنچه به ذهنم خطور کرده را در دفتر یادداشت تلفن خود می نویسم، یا اگر مشغول رانندگی هستم، در اپ ضبط کننده صوتی، آنچه به ذهنم رسیده را با صدای بلند ضبط می کنم یا در توقفگاه امن می ایستم و آن را یادداشت می کنم.

در طول روز محرکات مزاحم کم نیستند. با استفاده از تکنولوژی و ابزارهای ایمن، الهامات خود را ثبت کنید.

۵.خود را در معرض آنچه خلاقیتتان را نابود می کند قرار دهید.

به عنوان آدم بسیار حساسی که اضطراب هم دارد و دچار اختلال کمی توجه همراه با بیش فعالی (adhd) است، خلاق بودن آسان نیست. یا حداقل می توان گفت که تنش زاست.

شخصا به جای اینکه آن را موضوعی طاقت فرسا ببینم، شرایط محیطی خود را برای خلاقیت مهیا می سازم. می دانید که ماhspها عاشق طبیعت هستیم. پس وقتی به طبیعت می روم هدفون بر گوش خود نهاده موسیقی های موزد علاقه خود را گوش می کنم. شاید شما در شرایط دیگری الهام می گیرید. مثلا وقتی لباس راحتی تنتان است یا در رویاپردازی روزانه هستید. شما تشخیص می دهید که کی و کجا. پس این کی و کجا را برای خود افزایش دهید.

۶. اولین گام را بردارید.

آدم های بسیار حساس متفکرینی هستند که دورنمای بزرگتر را می بینند.

ما معمولا به نتایج فکر می کنیم و همین ممکن است باعث شود که با تصمیم برای خلاقیت خود مخالفت کنیم، حتی قبل از اینکه شروع کنیم، به دورنمای آن فکر می کنیم. در حالی که ممکن است فواید زیادی داشته باشد. این امر می تواند برایhspها منجر به وسواس فکری، یا کمال طلبی و یا پروکراستیسیسم(هرآنچه با معیارهایمان جور نباشد بر طبق اسطوره یونانی پروکراستین دستکاری کنیم تا مطابق با معیارمان شود) شویم. ممکن است ایده هایی عالی به ذهنمان برسد اما هرگز پیگیرشان نشویم، چون نمی توانیم بین قدم اول با قدم ۴۵٢ تفاوت قائل شویم.

راب بل در کتاب خود “چگونه اینجا باشیم :  خلق زندگی خلاقانه ” به ما یادآوری می کند که “اولین گام را برداریم. بعد نگران قدم های آتی باشیم.”

اولین گام را بردارید، بعد گام های بعدی تان را داوری کنید. به احتمال زیاد آنچه در نهایت حاصل می شود با داوری هایتان فرق دارد و تصویری به مراتب بهتر از دورنمای اولیه ای که در نظر گرفته اید خواهد شد. فقط شروع کنید. نگرانی هایتان را بگذارید برای بعد. خلاقیت امری خطی نیست. در نتیجه محصول، حال هرچه می خواهد باشد (کتاب، موسیقی، نقاشی، صنایع دستی) در نهایت با آنچه در آغاز فکر می کردید، فرق خواهد داشت. خلاقیت یعنی همین.

وقتی می خواهم خلاق باشم به یاد داشتن موارد ذیل یاری رسان است :

⏺️بر مهارت هایی که دارید و آنچه هستید متمرکز شوید، نه آنچه نیستید یا ندارید.

نمی توانید و نیازی هم نیست که در همه زمینه ها خوب باشید. مقایسه کردن خود با دیگران، یا نگرانی درباره به قدر کافی خوب نبودن، انرژی بر است. انرژی که باید صرف کاری خلاقه شود.

⏺️هنر امری ذهنی ست.

من از گروه بیتل ها خوشم می آید ولی برخی از دوستانم از این گروه متنفرند. دوستانی دارم که کارهای خود را ” اشغال” می شمارند. در حالی که به نظرم جالب توجهند. حتی اگر نسبت به کاری که می کنید مردد هستید، ولی باز ادامه دهید. عجیب است که هنرمندان بیش از هرکسی خود کارشان را نقد می کنند. کارتان را همیشه به فردی دیگر نشان دهید که قادر است یک گام از اثر فاصله بگیرد. چون به هرحال خارج از گود محسوب می شود.

دوستانhspخلاقم، امیدوارم اینهایی که گفتم در سفر هنریتان یاریگر باشند و به خود اجازه دهید درون خلاق تان آشکار شود.

نویسنده:لارن والکو

مترجم:مینو پرنیانی